حدود هشت سال قبل امریکا با همراهی اکثر کشورهای غربی و سازمان ملل، جنگی را در افغانستان راه انداخت که محور اصلی آن تامین ارزشهای بود که غرب آنرا میخواهد جهانی سازد. این جنگ زیرا نام "آزادی پایداری" که منظور آن دموکراسی است آغاز شد متاسفانه که تا هنوز از میان شهروندان ملکی افغان قربانی میگیرد.
اما با تغیراتی که در سطح رهبری امریکا بوجود آمد و اوباما، مرد شعار ها قدرت را بدست گرفت؛ روند سیاست گذاریها در مورد افغانستان نیز دچار بحران عمیق گردید؛ هر چند اوباما در جریان کمپاین انتخاباتی از تغیرات گسترده در تمام عرصه ها بخصوص مسایل افغانستان سخن میراند؛ ولی عملاً او در سه کنجی معامله، جنگ و چشم پوشی از حقایق در مسایل مرتبط به افغانستان گیرد افتاد.
اومابا در اوایل بدست گرفتن قدرت، زمانیکه رایزنی ها برای یافت مردی برای جایگزین کردن کرزی جریان داشت، از سوی رئیس جمهور کرزی شکست سخت سیاسی خورد، زیرا کرزی با وعده یی این که تعادل قدرت را با ایجاد سمت جدیدی در دولت بوجود خواهد آورد و قدرت خودش را به عنوان رئیس جمهور یکه تاز کاهش خواهد داد، کاری که هرگز نخواهد شد، با ترفند خاصی توانست تا مردان مورد نظر امریکا را صحنه یی رقابت ها قبل از آغاز بازی کنار بزند، زیرا واشنگتن از آنان خواست تا در رقابتهای انتخاباتی شرکت نکنند.
به این ترتیب عرصه برای مانور و تقلب بیشتری در انتخابات باز گردید و کرزی تقربیا به عنوان تنها گزینه یی غرب در افغانستان حتی با دل نخواسته در آمد.
متاسفانه اوباما قدرت تصمیمگیری سالم را از بیم فشارهای سیاسی و ترس از افتادن افغانستان به دامن قدرتهای دیگر از دست داد و بلاخره تن به تاکید نظام مسوولیت گریزکابل داد و به این ترتیب زمینه را برای آوردن اصلاحات بنیادی و اساسی برای منافع افغانستان و حاکم ساختن نظام سالم و پاسخگو در کابل بست.
با این وجود و با توجه به اعزام سی هزار عسکر اضافی امریکا به افغانستان تا تابستان امسال، اصلاً باور نکردنی بود که اداره اوباما آنقدر ترس و بیم وجودش را فرا گرفته باشد که برای فرار از بدنامی به هر خس و خاشاکی دست بی ندازد. متاسفانه اوباما نیز دچار اشتباه گردید و با تائید "طرح آشتی" رئیس جمهور کرزی که بدون شک طرح خام و بدون ارایه راهکاریهای عملی و قابل ارزیابی میباشد، ارزشهای را زیر پا گذشته که افغانها برای آن در هشت سال گذشته قربانی داده اند.
بدون تردید بعد از تائید امریکا، بحث معامله و تقسیم قدرت با طالبان متاسفانه مقبولیت جهانی یافت و غرب در اجلاس لندن در یک حرکت غیر مسوولان ارزشهای مردمسالاری را قربانی کردند. رهبران کشورهای غربی به دلیل پریشانی های داخلی مانند فشار روزافزدن بیکاری و مسایل مالی و همچنان بیم کشته شدن بیشتر عساکر شان در افغانستان، بدون نظرداشت آرای شهروندان افغان و طی مراحل قانونی "طرح" کرزی حمایت کورکورانه یی خود را از آوردن طالبان به قدرت اعلام کردند.
در همین حال دموکرات ها در سنای امریکا اکثریت را از دست دادند و این چیزیست که میتواند تبعات منفی برای سایر کشور های شامل در ائتلاف ضد تروریزم داشته باشد و اوباما را در تنگنای جدی قرار دهد.
در داخل کشور نیز متاسفانه جامعه مدنی افغانستان و نهضت های زنان که قبلا در خارج کشور فعال بودند هیچ واکنشی جدی و موثر از خودش نشان نداده و اعتراضات گسترده یی خود را به نمایش نگذاشتند. گویا همه تسلیم وضع موجود میباشند . بسیار زود میتوان کسوف دموکراسی نوپای افغانستان را قبل از طلوع کامل به وضوح دید اگر نیرو های طالبان ستیز تقویت نشوند.
میدان را نباید به این ساده گی به طالبان و حامیان تروریست آنها خالی کرد و گذاشت لبه تیز تیغ تحجر زیر نام دین خدا و پیامبر بزرگ او بر گلوی مردم بیچاره و مظوم افغان یکبار دیگر گذاشته شود.
معلوم نیست هم کشور های حامی افغانستان در برابر این معامله با ارزشهای جهانی چه حصول خواهند کرد و هم کرزی که با بحران اعتماد و مشروعیت پس از انتخابات اخیر شدیداً مواجه شده چگونه خواهد توانست طالبان را خلع شعار و خلع سلاح کند؟!
جامعه جهانی نباید دستاورد های افغانها را در تحقق دموکراسی و ایجاد جامعه مدنی و آزادی دست کم میگرفت.
سوالی اساسی اینست که اگر "طرح آشتی" رئیس جمهور کرزی نتواند با هزینه های جانی مردم و مالی دنیا امنیت را تامین کند و اهداف طالبانی کردن افغانستان را برآورده سازید ومانند طرح های دیگر مصالحه با جنایتکاران جنگی و ناقضان حقوق بشرعقیم شود و نتیجه دهد؛ آیا آقای کرزی حاضر است در حضور مردم افغانستان که سزاوار هرنوع مرحمت اند، شرافت مندانه استعفا کرده از مردم و به خصوص زنان بحیث قربانیان اصلی جنایات این گروه معذرت بخواهد؟
باید یاد آورد شد که افغانستان و مردم آن در سه دهه گذشته قربانیان سیاست بازی های خام حاکمان، همسایگان و دنیا بوده اند؛ کمونیزم، طالبانیزم و لیبرالیزم، سه تجربه متفاوت با انجام مشابه، همه برای اینست که ارزشها توسط آنان زیر پا گذاشته شده است.