هر چند طالبان بعد از سقوط حاکميت شان در پي حمله سال 2001 امريکا به افغانستان، براي بار نخست حدود شرعي را بالاي يکنفر قاتل حدود سه قبل در ولايت دايکندي اجرا کردند، و يکي از عناصر اساسي دولتي شان- حاکميت- را به طور رسمي به نمايش گذاشتند؛ اما تمرکز همه جانبه يي غرب و دولت کابل بر کشاندن دوباره یی این گروه به قدرت، بیش از پیش حاکمیت غیر انسانی آنان را مهر تائید میزند. بخصوص آنکه وزیر دفاع امریکا در هفته قبل از اجلاس لندن در یک اظهار نظر احمقانه، طالبان را که هنوز به عنوان گروه تروریست خوانده میشود را بخشی از ساختار سیاسی افغانستان خواند.
قبل از اين نيز، قضات اين گروه حدود را بالاي کارمندان دولتي و غير دولتي تطبيق داشته اند که به يقين اين نمايش قدرت، حرکات آهسته؛ ولي پيوسته آنها را ميتوان تلاشي در راستاي اعلان دولت درحال تبعيد و رفتن از حالت يک جريان نامنظم و يک گروه ياغي به يک نهاد مسؤول تر تلقي کرد.
وقتي دولت حاکم با هر عاملي که است نميتواند رابطه سالم و تعامل دوسويه بين خود و مردم برقرار کند، خلا هاي حقوقي و کمبود شخصيت مردمي و ملي دولت باعث ميگردد تا ديگران اين فاصله را بپيمايند و اين خلا ها را پر کنند.
دولت حتي در کابل با ناهنجاري هاي متعدد اجتماعي، اقتصادي و چالشهاي امنيتي چنان دست و گريبان بوده و در موضع دفاعي قرار دارد که غلبه بر آنها بعيد به نظر ميرسد.
چراغ قبلاً افشا کرده بود که سفارت ايالات متحده امريکا در کابل بار ديگر بازي دوگانه – دشمن دشمن، دوست است- را روي دست گرفته و ميخواهد راه آمدن حدود بيشتر از صد نفر از آن عده رهبران طالبان را در قدرت و پروسه هاي سياسي باز کند که نام آنها در لست سياه شوراي امنيت سازمان ملل متحد درج ميباشد.
امريکا به اين گمان که با کشانيدن بدنه اصلي رهبري طالبان در بازيهاي قدرت و طالبانی کردن دوباره یی افغانستان در عدم موجودیت آرای شهروندان افغان به عنوان قربانیان اصلی جنایات این گروه، با ابتکارات سياسي نه کاربرد نظامي، ميتوانند بيلانس قدرت در کشور را ميان جريانهاي اسلامي به وجود بياورد و هم از احساسات جريحه دار شده آنها در جهت مداخله در امور کشورهاي همسايه استفاده عظيم برد، البته برداشت کهنه و قرائت غلطي که از ماهيت طالبان دارند، آنها را اميدوار به راه اندازي چنين بازي خطرناک و داراي عوارض جانبي خطرناکتر کرده است.
به هر حال، در حالي که جنگها و حملات خونین آرام- آرام به داخل کمر بندهاي امنيتي کابل نفوذ میکند، بر مسؤولان نظام است تا دیر نشده و بیش از این قربانی از میان مردم بیچاره افغان نگرفته، روي تمام محاسبات سياسي، امنيتي و منطقوي شان تجديد نظر کرده، نگذارند اوضاع بيش از اين وخيم تر شده و از کنترول خارج گردد.