توجه جدی و عمیق به افغانستان جائیکه سرنوشت خوب آن به حیثیت و اعتبار غرب و بخصوص امریکا ارتباط تنگ و عمیق دارد، بدون شک حیاتی و سرنوشت ساز برای پیروزی در جنگ غیر متعارف با تروریزم میباشد، ولی آنچه این پیروزی را به ارمغان خواهد آورد، نیاز به تلاشها و راهکار های دیگری در سطح منطقه دارد.
شناسایی همه جانبه ابعاد جنگ با تروریزم در منطقه و صدور آن به سایر نقاط جهان در هشت سال گذشته به وضوح نشان میدهد که دچار نقض های چند بعدی میباشد، زیرا دایره یی که برای تلاشهای دیپلوماتیک و همچنان مسایل نظامی برای حل مشکل تروریزم در منطقه مدنظر امریکا میباشد، متاسفانه راه رسیدن به ریشه های تروریزم و خشکانیدن آنرا درست درک نکرده است.
حملات اخیر بر مهمانخانه صافی لند مارک در چهاراهی انصاری کابل و مهمانخانه هندی ها در مقابل پارک شهر بعد از حمله خونین سال 2008 بر سفارت هند در کابل، بدون شک بیانگر ادامه رقابتها میان اسلام آباد و دهلی نو میباشد، هرچند هر دو کشور تلاش دارند دوره جدیدی از مذاکرات را آغاز کنند.
برای پیدا کردن مشکلات و مقصر شکستهای افغانستان نباید تنها به عملکرد نیروهایی که در حال حاضر در کشور به سر میبرند؛ فساد اداری ویا کم ظرفیتی دولت حاکم توجه کرد. اینها گرچه بخشی اساسی از کل ماجرا اند؛ اما پهلوهای دیگر این حضور و این بازی نیز نباید از محاسبه بیافتد. باید با دید جامعتری به مساله افغانستان و منطقه نگریست و در پی کشف و بازگویی پوشیده های دیگر پرداخت.
در واقع مشکلات موجود در میدان های گرم وسوزان جنگ نه بلکه ناشی از ناآرامی در عقب میزهای آرام برنامه سازان میباشد که باید هزینه های آن توسط نظامیان و مردم بیگناه ملکی پرداخته شود. اساساً دید محض امنیتی به قضایای کشور و تکروی های توهین کننده و دشمن ساز اداره بوش رئیس جمهور سابق امریکا در مسایل بین المللی باعث شد این جنگ کاملا امریکایی و اشغالگرانه بنماید.
این در حالیست که پاکستان به محور اصلی فعالیتهای تروریستی مبدل گردیده و عدم صداقت رهبران استخباراتی و بعضاً سیاسی این کشور بطور دراماتیک شرایط را روز به روز برای گسترش اهداف تروریستی طالبان پاکستانی به شکل شگفت انگیز آن به بیرون از مرزهای این کشور توسعه بخشیده است.
با توجه به عدم توانایی های مدیریتی در دولت فعلی پاکستان در کنار کشمکش های شدید قدرت و بازیهای زیرکانه سازمانهای استخباراتی این کشور، امریکا باید یک راهبرد هوشمندانه نسبت به پاکستان ترتیب دهد؛ چون در این کشور مواجه با مشکلاتی خواهد شد که بصورت سیستماتیک از جانب "تشکیلات پاکستانی" طرح ریزی میشود.
این راهبرد هوشمند، منعطف و غیر ثابت نسبت به پاکستان در نظر باشد، زیرا "تشکیلات پاکستانی" بسیار با زیرکی میتوانند برای ستون های اصلی راهبرد امریکا چالشهای جدی و خطرناک بیآفریند و آن را با شکست مواجه کند. پس امریکا به طرحی یک راهبرد ثابت اکتفا نباید کند. بدون تردید بخشی عمده یی از بحران جاری در افغانستان ناشی از جنگهای آشکار و پنهان این دو کشور ( هند و پاکستان ) که از 61 سال گذشته جریان دارد، میباشد.
امریکا که در این روز ها میانجی مذاکرات میان اسلام آباد و دهلی در سطح وزرای خارجه است؛ از این کشور ها انتظار دارد برای مبارزه یی موثر با تروریزم اختلافات خود را کنار بگذارد؛ اما اختلافات میان این دو کشور و حفظ آن نوع غرور ملی برای دولتهای آن بحساب میاید که نیاز به همکاری های همه جانبه یی برای حل از سوی جامعه جهانی دارد.
یکی از ابراز بسیار برنده و حیاتی برای پاکستان در برابر حریف غول پیکرش، زنده داشتن و ترویج روحیه بنیاد گرایی در میان سربازانش و و وسیله قرار دادن اسلام برای داشتن همکاری مسلمانان آنسوی خط از بدوی تاسیس این کشور مطرح بوده و یقیناً این روحیه در کشیدن این کشور از طوفان های سهمگین اختلافات با هند نقش زیادی داشته اما بر عکس در مسایل داخلی؛ این کشور را تا مرز فاجعه و قرار دادن تا سراشیبی سقوط پیش برده است.
اگر اختلافات با هند و نگرانی از سوی حضور گسترده و مشکوک هندیها در پشت مرزهای راهبردی پاکستان در قلمرو افغانستان وجود داشته باشد، منافع ملی این کشور ایجاب خواهد کرد تا نگذارد، رویای تامین صلح در افغانستان به یقین مبدل گردد.
پاکستانی ها بدون تردید همشیه خود را در بین سنگ آسیاب افغانستان و هند احساس میکنند و برای همین است که تلاشهای دوامدار از سوی اسلام آباد بخصوص بعد از سقوط دولت داکتر نجیب الله در دهه 1990 میلادی، صورت گرفته تا یک حکومت تحت الحمایه اسلام آباد در کابل روی کار باشد. اوج این تلاشها به قدرت رسانیدن طالبان توسط پاکستان بر تخت و تاج کابل بود.
این برخورد ها سه ضلعی را بوجود آورده است که افغانستان به عنوان میدان بازی های خطرناک استخباراتی و حال تروریستی، هند به عنوان کشوری برای دادن انگیزه- دلیل و پاکستان به عنوان مرکز و بازیگر این میدان مطرح اند.
پایان جنگ پنهان هند و پاکستان در افغانستان تنها در گروه حل قضایا میان هر سه کشور میباشد. ادامه یی این جنگ پنهان در افغانستان باعث شده که اسلام آباد در برابر تروریستان که نوع همشیه در برابر منافع این کشور مشترک عمل میکنند؛ از سازش و تساهل کار گیرد.
شکی نیست که هر سه کشور به تنهای با توجه به حساسیت های موجود نمی توانند این اختلافات را حل کنند، پس بهترین راه تلاشهای گسترده یی بین المللی به رهبری سازمان ملل و همکاری نزدیک دو کشور انگلیس به عنوان طراح و مهندس این معضلات در میان این سه کشور و امریکا به عنوان بازیگری اصلی در منطقه صورت گیرد.
در واقع باید یک تصویر سه بعدی روشن از روابط، منافع و تهدید های مشترک میان افغانستان، پاکستان و هند زیر نظارت همه جانبه یی جامعه جهانی ترسیم شود تا همه در یک صف واحد برای مبارزه با تروریزم ایستاده شوند و غربی ها نیز با روشن ساختن هر چی بیشتر اهداف شان در منطقه و تعهدات بلند مدت برای حمایت از این روند تضمین های لازم را بدهند.
ادامه رقابتها میدان هند و پاکستان بهای سنگینی برای افغانستان که مهمترین آن کشتار شهروندان غیرنظامی میباشد را از سالهای قبل به دنبال داشته است؛ اگر توجه جدی برای حل مشکلات تاریخی میان هر سه کشور صورت نگیرد و به ابعاد دیگر مبارزه با تروریزم فکر نشود، مانند شیر ریختن در دهن مار است. در همین حال دولت افغانستان به هیچ قیمتی برای کشور های حاضر اجازه ندهد که از قلمرو افغانها برای عملیات استخباراتی علیه هیچ کشور همسایه صورت استفاده کنند. زیرا در گذشته یکی از عوامل تنش زا میان کابل و اسلام آباد دادن نماینده گی های غیر ضروری برای کشور هند در پشت مرز های استراتیژیک این کشور بوده است.